بُرشی از کتاب باران خاطرهها| وقتی دفاع از وطن اولویت شد

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، کتاب «باران خاطرهها» به مجموعه خاطرات خواهران شهدای جهان اسلام میپردازد. این کتاب به قلم «سیدمحمد مشکوه الممالک» نگاشته شده است و توسط «نشر آدرس» منتشر شده است.
این کتاب قطرهقطره اشکها و لحظهلحظه فداکاریها را میخوانید؛ از زبان ۱۱۰ خواهر شهید که هر کدام، گویای رازهایی ناگفته از برادران شهیدشان هستند.
روایت ۵
خاطره نگار: نازنین دهقانی، خواهر شهید ایاز دهقانی
ولادت: ۱۳۴۱/۰۱/۰۱- متولد اردبیل، ساکن شهرری، استان تهران
شهادت: ۱۳۶۲/۱۲/۱۰- عملیات خیبر، جزیره مجنون
برادرم، ایاز همیشه برای من و دیگر خواهرانم نمونهای از ایمان و اخلاق بود. او هیچ وقت از انجام واجبات دینی کوتاه نمیآمد و در برابر سختیها و مشکلات هیچ گاه از پا نمیافتاد. یادم میآید. آخرین باری که به جبهه اعزام شد، مادر همسرش، خانم زینب طهماسب از او پرسید:
«کجا میروی؟ بمان و از بچه هایت مراقبت کن.»
او در فرزند کوچک داشت، یکی سه ساله و دیگری سه ماهه، اما ایاز به ایشان گفت: «نمی تواند از مسئولیت خود در دفاع از وطن و اسلام چشم پوشی کند و باید به جبهه برود. از خدا میخواهد در این راه شهادت را به او عطا کند.»
ایاز به فرزندانش نیز وصیت کرد که همیشه در راه حفظ دین و میهن قدم بردارند و اسلحه اش را در این مسیر زمین نگذارند. برادرم همیشه به ما میگفت: که دفاع از انقلاب و رهبرمان، امام خمینی (ره) بالاترین وظیفه است و برای آن باید جان فدای اسلام کرد.
آخرین کلمات برادرم قبل از اعزام این بود:
«من میروم تا راه کربلا باز شود. شما از فرزندانم مراقبت کنید و از آنها بخواهید که هیچ وقت از راهی که من انتخاب کردهام منحرف نشوند.»
برادرم در عملیات جزیرهی مجنون به شهادت رسید و از آن زمان تا امروز پیکر مطهرش بازنگشته است. ولی یادش همیشه در دل ما زنده است، زیرا او در دفاع از حق و حقیقت جان خود را فدای آرمانهای عالی دینش کرد. همیشه به یادش میافتیم و از خدا میخواهیم که او را در بهشت برین جای دهد.
انتهای پیام/